
یکی از وجوهی که در رای آوری و محبوبیت دکتر احمدی نژاد تاثیر به سزایی داشت، اعتقاد او به اسلام بی پیرایه ی فارغ از التقاطات ناشی از اندیشه های مسموم شرقی و غربی بود. احمدی نژاد در سخنانش به قرآن و نهج البلاغه استناد می نمود، دیباچه ی تمام نطق هایش "اللهم عجل لولیک الفرج ..." بود و دولت اسلامی" برایش یک اصل خدشه ناپذیر، و این ادبیات چندسالی بود که جای خود را به آراء و مجادلات و مجاملات کارل پوپر و مارتین هایدگر و امثالهم داده بود. نظریاتی که چون لکه ای ناهمگون بر لباس تفکر مردم کشورمان که تار و پودش را اندیشه های اسلامی ایرانی تشکیل می داد، زار می زد!
مردمی که دیگر حالشان از اسامی و تفکرات اجق وجق این اسم های دهان پرکن به هم خورده بود، این "بازگشت" را دیدند و احساس کردند که "حلقه ی مفقوده ی" زیستشان را یافته اند و معطلش نکردند و تیرخلاص را بر کالبد متعفن "دوم خرداد" زدند و فی الفور میخ های تابوت "اصلاح طلبی به سبک اسرائیلی" را کوفتند.
تفکری که علقه و تمایلش اسلام ناب بود و صاحبش، افتخارش این بود که در فلان هیئت و بهمان دسته برای امام حسین اشک بریزد و سینه بزند به جای اندیشه ای که یک روز با "جک" و "جرج" دم خور بود و روز دیگر با "بیل" ضیافت شام داشت و روز سوم دست در دست "آنا" و"کاترین"، عهد کرد تا ریشه ی اسلام ناب محمدی و انقلاب خمینی را بزند، به سوی نهاد ریاست جمهوری و در مکانی نزدیک به رهبر و مقتدایش در قلب تهران گسیل شد و سعدآباد را واگذار کرد به سعدآبادیستها!

ماجرای پیغمبر و امامی بودن این دولت به همین جا ختم نشد. بقایای "کاریکاتور" توسعه ی سیاسی به دستور کمیته ی ایکس که سرشان هنوز در آخور نفت و بانک بود، در روزنامه های تمام رنگی و بنیادهای خودساخته، تصمیم گرفتند، خدا و پیغمبر را بکنند پاشنه ی آشیل این دولت.
چاپخانه هایشان را به راه انداختند و از این چاپخانه ها صدایی شبیه به صدای چاپخانه های زمان روزنامه های زنجیره ای به گوش می رسید. گفتند رییس جمهور ادعا کرده که با امام زمان(عج) نهار می خورد، تیتریک کردند که صندلی کناری رییس جمهور در هیئت دولت متعلق به امام زمان(عج) است، بافتند که دولت، گرانی ها را به تدبیر امام زمان(عج) واگذار کرده و زدند و زدند و زدند... .
حال خوشمزه ی ماجرا آن بود که همانهایی محب امام زمان شدند که سردسته شان افاضه کرده بود که به امام زمان(عج) هم می توان نقد کرد و دیگریشان مدعی شده بود کابینه ی امام حسین(ع) را هم استیضاح می کند و آن دیگری مطلق دین را افیون توده ها معرفی کرده بود و حال به جای آن که این افراد در دادگاه صالح محاکمه شوند خود قاضی شده اند و خود هیئت منصفه و خود مدعی العموم!
راستی! از همه ی این توطئه ها باکی نیست! نوبت به قضاوت مردم و النهایه خدا هم می رسد... .
متأسفانه ما در جامعه با مقدار زيادى پول سرگردان روبه رو هستيم، صاحبان اين پول ها به اين دليل كه پول هايشان از طرف حكومت در سال هاى پيش درست ساماندهى نشده و سياست هاى پولى نيز نتوانسته آنها را جمع كند مى توانند اثراتى را بر اقتصاد ما بگذارند، آنها با استفاده از اين پول هر روز سراغ يك كالا مى روند تا با خريد كلان و تجميع آن قيمتش را افزايش دهند.

من يادم هست كه يك زمانى اين افراد رفتند سراغ آهن، آهن را مى خريدند و بعد از كمياب شدن آن، آن را گران مى كردند، بعد از آنكه از سوى دولت يك سرى تمهيداتى براى شكستن قيمت آهن به كار بسته شد همان زمان كه ديدند قيمت آهن دارد افت مى كند رفتند سراغ سكه و طلا؛ آنقدر سكه و طلا خريدند و گران كردند تا بانك مركزى آمد و گفت هر روز به مقدار نامحدود سكه مى فروشم.
بعد از پائين آمدن قيمت سكه رفتند سراغ برنج و زمانى كه ديدند مقدارى برنج خارجى وارد شده و به اصطلاح قيمت دارد افت مى كند رفتند دنبال قند و شكر، در حاليكه كارخانجات قند و شكر دارند اعلام مى كنند كه ما آنقدر قند و شكر داريم كه به اصطلاح داريم منفجر مى شويم.
اين عده دو هدف دارند يكى سودجويى و هدف دوم سياسى است. آنها از اين طريق مى خواهند به اقتصاد و كشور ضربه بزنند و يا اينكه نشان بدهند دولت كار آمد نيست كه هدف دوم اينها خيلى پررنگ است.
اينها مافياى اقتصادى اند و حضور آنها را قدر مسلم بايد حقيقت دانست، اينها از بيماريهاى اقتصادى كشور ماست كه ان شاءالله با همت مسئولين و قوه قضائيه و دادستانى كل كشور اين بيماريها دقيقاً شناسايى و معالجه شود تا مردم ما بتوانند نفس راحتى بكشند.
در دوران سازندگى و در همان سالهاى۷۳ و ۷۴ كه با الگوى بانك جهانى و معيارهاى تعريف شده از سوى آنان قرار شد كارهاى اقتصادى دولت، به مردم منتقل شود، عده اى از مديران داخلى زيرمجموعه دولت كه غير از حقوقى كه از دولت مى گرفتند، درآمدهاى ديگرى نيز از قبل همان شركت هايى كه مديريت شان را بر عهده داشتند، كسب مى كردند ديدند با خصوصى سازى به شكل صحيح، اين درآمدهاى اضافى مى پرد.
لذا آمدند خودشان را در قالب مردم جا زدند و خودشان بخش خصوصى شدند به گونه اى كه هر چيزى را كه مى خواستند به مردم واگذار كنند اولين خريدارانش همين افراد بودند چون به خوبى مى دانستند ارزش واقعى اين كارخانجاتى كه مى خواهد واگذار شود چه قدر است.
آنها مى دانستند چگونه مى توانند به قيمت ارزان بخرند و سود ببرند، از همان وقت، يك سرمايه بادآورده و البته نامشروعى نصيب بعضى ها شد، ضمن اينكه عده اى هم با داشتن رانت هاى اطلاعاتى وارد مبادلات شدند و ضربه جدى بر پيكره اقتصاد كشور وارد آوردند.
يك گروه سياسى خاص هنگامى كه در سوم تير۸۴ ديدند فرد ديگرى دارد مى آيد فعاليت هاى اقتصادى تخريبى خودشان را گسترده تر كردند و به سرعت آن افزودند به گونه اى كه علاوه بر سودى كه نصيبشان مى شود به طرف مقابلشان كه رئيس جمهور باشد ضربه مى زنند؛ البته دولت با توجه به عدالت طلبى اى كه دارد، تلاش خودش را براى مبارزه با اين مفسدين به كار بسته است.
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by jahadgar1.blogfa.com
Design This Web By Noleek @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM