تبليغاتX
جــــهــــادگــــر
 

با احمدي عزيز پيمان بستيم


دلداده اخلاص و تلاشش هستيم

هرچند معاويه قحط نمود چاي و برنج

با عشق به مولا كمرش بشكستيم


نوشته شده توسط محبوبي در جمعه سی و یکم خرداد 1387

لينك مطلب

 

یکی از وجوهی که در رای آوری و محبوبیت دکتر احمدی نژاد تاثیر به سزایی داشت، اعتقاد او به اسلام بی پیرایه ی فارغ از التقاطات ناشی از اندیشه های مسموم شرقی و غربی بود. احمدی نژاد در سخنانش به قرآن و نهج البلاغه استناد می نمود، دیباچه ی تمام نطق هایش "اللهم عجل لولیک الفرج ..." بود و دولت اسلامی" برایش یک اصل خدشه ناپذیر، و این ادبیات چندسالی بود که جای خود را به آراء و مجادلات و مجاملات کارل پوپر و مارتین هایدگر و امثالهم داده بود. نظریاتی که چون لکه ای ناهمگون بر لباس تفکر مردم کشورمان که تار و پودش را اندیشه های اسلامی ایرانی تشکیل می داد، زار می زد!

مردمی که دیگر حالشان از اسامی و تفکرات اجق وجق این اسم های دهان پرکن به هم خورده بود، این "بازگشت" را دیدند و احساس کردند که "حلقه ی مفقوده ی" زیستشان را یافته اند و معطلش نکردند و تیرخلاص را بر کالبد متعفن "دوم خرداد" زدند و فی الفور میخ های تابوت "اصلاح طلبی به سبک اسرائیلی" را کوفتند.

تفکری که علقه و تمایلش اسلام ناب بود و صاحبش، افتخارش این بود که در فلان هیئت و بهمان دسته برای امام حسین اشک بریزد و سینه بزند به جای اندیشه ای که یک روز با "جک" و "جرج" دم خور بود و روز دیگر با "بیل" ضیافت شام داشت و روز سوم دست در دست "آنا" و"کاترین"، عهد کرد تا ریشه ی اسلام ناب محمدی و انقلاب خمینی را بزند، به سوی نهاد ریاست جمهوری و در مکانی نزدیک به رهبر و مقتدایش در قلب تهران گسیل شد و سعدآباد را واگذار کرد به سعدآبادیستها!

 

       

 

ماجرای پیغمبر و امامی بودن این دولت به همین جا ختم نشد. بقایای "کاریکاتور" توسعه ی سیاسی به دستور کمیته ی ایکس که سرشان هنوز در آخور نفت و بانک بود، در روزنامه های تمام رنگی و بنیادهای خودساخته، تصمیم گرفتند، خدا و پیغمبر را بکنند پاشنه ی آشیل این دولت.

چاپخانه هایشان را به راه انداختند و از این چاپخانه ها صدایی شبیه به صدای چاپخانه های زمان روزنامه های زنجیره ای به گوش می رسید. گفتند رییس جمهور ادعا کرده که با امام زمان(عج) نهار می خورد، تیتریک کردند که صندلی کناری رییس جمهور در هیئت دولت متعلق به امام زمان(عج) است، بافتند که دولت، گرانی ها را به تدبیر امام زمان(عج) واگذار کرده و زدند و زدند و زدند... .

حال خوشمزه ی ماجرا آن بود که همانهایی محب امام زمان شدند که سردسته شان افاضه کرده بود که به امام زمان(عج) هم می توان نقد کرد و دیگریشان مدعی شده بود کابینه ی امام حسین(ع) را هم استیضاح می کند و آن دیگری مطلق دین را افیون توده ها معرفی کرده بود و حال به جای آن که این افراد در دادگاه صالح محاکمه شوند خود قاضی شده اند و خود هیئت منصفه و خود مدعی العموم!

راستی! از همه ی این توطئه ها باکی نیست! نوبت به قضاوت مردم و النهایه خدا هم می رسد... .

نوشته شده توسط محبوبي در جمعه سی و یکم خرداد 1387

لينك مطلب

 
اخيرا رئيس جمهور با انتشار يادداشتي در وبلاگ خود، دليل برخى گرانى ها را ائتلاف مافيايى در بخشى از بازار با برخى سياستمداران دانست. رئيس شوراى اصناف كشور نيز در گفتگويي برخي جزئيات اين ائتلاف مافيايي را تشريح كرده كه قطعا مورد توجه فطرتهاي بيدار و حقيقت جويان قرار مي گيرد.

آنچه مي خوانيد روشنگري محمد آزاد رئيس شوراي اصناف كشور، درباره برخي گراني هاي مشكوك اخير و پيوند آن با برخي سودجويي‌ها و اراده هاي سياسي است:

متأسفانه ما در جامعه با مقدار زيادى پول سرگردان روبه رو هستيم، صاحبان اين پول ها به اين دليل كه پول هايشان از طرف حكومت در سال هاى پيش درست ساماندهى نشده و سياست هاى پولى نيز نتوانسته آنها را جمع كند مى توانند اثراتى را بر اقتصاد ما بگذارند، آنها با استفاده از اين پول هر روز سراغ يك كالا مى روند تا با خريد كلان و تجميع آن قيمتش را افزايش دهند.


من يادم هست كه يك زمانى اين افراد رفتند سراغ آهن، آهن را مى خريدند و بعد از كمياب شدن آن، آن را گران مى كردند، بعد از آنكه از سوى دولت يك سرى تمهيداتى براى شكستن قيمت آهن به كار بسته شد همان زمان كه ديدند قيمت آهن دارد افت مى كند رفتند سراغ سكه و طلا؛ آنقدر سكه و طلا خريدند و گران كردند تا بانك مركزى آمد و گفت هر روز به مقدار نامحدود سكه مى فروشم.

بعد از پائين آمدن قيمت سكه رفتند سراغ برنج و زمانى كه ديدند مقدارى برنج خارجى وارد شده و به اصطلاح قيمت دارد افت مى كند رفتند دنبال قند و شكر، در حاليكه كارخانجات قند و شكر دارند اعلام مى كنند كه ما آنقدر قند و شكر داريم كه به اصطلاح داريم منفجر مى شويم.

اين عده دو هدف دارند يكى سودجويى و هدف دوم سياسى است. آنها از اين طريق مى خواهند به اقتصاد و كشور ضربه بزنند و يا اينكه نشان بدهند دولت كار آمد نيست كه هدف دوم اينها خيلى پررنگ است.

اينها مافياى اقتصادى اند و حضور آنها را قدر مسلم بايد حقيقت دانست، اينها از بيماريهاى اقتصادى كشور ماست كه ان شاءالله با همت مسئولين و قوه قضائيه و دادستانى كل كشور اين بيماريها دقيقاً شناسايى و معالجه شود تا مردم ما بتوانند نفس راحتى بكشند.

در دوران سازندگى و در همان سالهاى۷۳ و ۷۴ كه با الگوى بانك جهانى و معيارهاى تعريف شده از سوى آنان قرار شد كارهاى اقتصادى دولت، به مردم منتقل شود، عده اى از مديران داخلى زيرمجموعه دولت كه غير از حقوقى كه از دولت مى گرفتند، درآمدهاى ديگرى نيز از قبل همان شركت هايى كه مديريت شان را بر عهده داشتند، كسب مى كردند ديدند با خصوصى سازى به شكل صحيح، اين درآمدهاى اضافى مى پرد.

لذا آمدند خودشان را در قالب مردم جا زدند و خودشان بخش خصوصى شدند به گونه اى كه هر چيزى را كه مى خواستند به مردم واگذار كنند اولين خريدارانش همين افراد بودند چون به خوبى مى دانستند ارزش واقعى اين كارخانجاتى كه مى خواهد واگذار شود چه قدر است.

آنها مى دانستند چگونه مى توانند به قيمت ارزان بخرند و سود ببرند، از همان وقت، يك سرمايه بادآورده و البته نامشروعى نصيب بعضى ها شد، ضمن اينكه عده اى هم با داشتن رانت هاى اطلاعاتى وارد مبادلات شدند و ضربه جدى بر پيكره اقتصاد كشور وارد آوردند.

يك گروه سياسى خاص هنگامى كه در سوم تير۸۴ ديدند فرد ديگرى دارد مى آيد فعاليت هاى اقتصادى تخريبى خودشان را گسترده تر كردند و به سرعت آن افزودند به گونه اى كه علاوه بر سودى كه نصيبشان مى شود به طرف مقابلشان كه رئيس جمهور باشد ضربه مى زنند؛ البته دولت با توجه به عدالت طلبى اى كه دارد، تلاش خودش را براى مبارزه با اين مفسدين به كار بسته است.

عده اى هستند كه در گروه هاى مختلف سياسى قرار گرفته اند، كسانى كه يا در رأس امور و قدرت هستند يا در كنار آن؛ آنان على رغم اينكه خودشان مى دانند راهى كه دولت نهم دارد مى رود راه درستى است و اگر مخالفت هايى مى شود اين مخالفت ها ريشه سياسى دارند، آنها از اين طريق مى خواهند بگويند فعاليت هاى دولت نتيجه مثبتى نداشته است...
نوشته شده توسط محبوبي در جمعه سی و یکم خرداد 1387

لينك مطلب

جرج بوش رئيس‌جمهور آمريكا براي چندمين بار در ماه‌هاي اخير به حمايت آشكار از اصلاح‌طلبان در ايران پرداخت.

پس از آن كه اصلاح‌طلبان داخلي به اين بهانه که اگر از آمريکا تبري بجوييم پشتوانه‌مان را از دست مي‌دهيم، حاضر نشدند مرزشان با دشمنان کشور را مشخص کنند، جرج بوش در سخناني صريح تر از گذشته از آنان حمايت کرد.

وي که در پاسخ به تبليغات انتخاباتي سناتور باراك اوباما كانديداي دموكرات‌ها در انتخابات آتي رياست‌جمهوري مبني بر اينكه در صورت پيروزي با سران ايران و كوبا وارد مذاكره بدون پيش شرط خواهد شد، سخن مي‌گفت، اين نوع مذاكره را «باعث دلسردي اصلاح‌طلبان در اين دو كشور» خواند و به همين دليل خواستار اجتناب از آن شد.

بي‌بي‌سي از قول بوش نوشت: «من به مردم يادآوري مي‌كنم كه تصميم رئيس‌جمهور آمريكا براي مذاكره با برخي چهره‌هاي بين‌المللي مي‌تواند به شدت مخرب باشد. اين پيام بدي به متحدين ما مي‌دهد. حاكي از گيجي و آشفتگي سياست خارجي ما خواهد بود. اصلاح‌طلبان را دلسرد مي‌كند. به نظر مي‌رسد اين نوع مذاكره در مورد آن دو كشوري كه شما به آنها اشاره كرديد اشتباه خواهد بود.»

بوش افزود: اصلاح‌طلبان در كشورهايي چون ايران و كوبا نبايد احساس كنند آمريكا حكومت‌هاي اين كشورها را مشروع مي‌داند.

گفتني است اواخر هفته گذشته حزب مشاركت در بيانيه به بهانه صدور قطعنامه سوم و انتخابات مجلس مشروعيت نظام جمهوري اسلامي را زير سوال برده بود.

همچنين رهبر انقلاب پس از اولين حمايت بوش از اصلاح‌طلبان صراحتا اعلام كرد: حمايت آمريكا  از هر كسي در ايران ننگ است. ايشان همچنين خواستار روشن شدن مرزهاي اصلاح‌طلبان و دشمنان انقلاب شدند و فرمودند: هم مردم و هم آن دسته‌ای كه رئیس‌جمهور امریكا از آن اعلام حمایت كرده است باید فكر كنند كه چرا امریكا می‌خواهد از آن دسته حمایت كند و آن دسته چه نقصی داشته كه امریكا را به فكر حمایت از آن انداخته است.

نوشته شده توسط محبوبي در جمعه سی و یکم خرداد 1387

لينك مطلب

 

به گزارش روزنامه واشنگتن پست، ژنرال میرل مک‌پیک، مشاور ارشد نظامی باراک اوباما و فرمانده بازنشسته نیروی هوایی امریکا در یک مصاحبه با این روزنامه نقطه نظرات کابینه احتمالی باراک اوباما در مورد نحوه تعامل با دولت ایران را شرح داده است.

به گزارش این روزنامه محمود احمدی‌نژاد که خواهان محو اسرائیل از صحنه جهان شده است، تکنولوژی هسته‌ای را پیگیری می‌نماید و به ادعاي آن، نظامیان امریکایی را با حمایت از شبه‌نظامیان شیعه عراق نابود می‌نماید و همچنین در این اواخر، ریاست‌جمهوری ایران اسرائیل را کثیف اعلام نموده است. اما به اعتقاد ژنرال مک‌پیک این رفتار ایران عکس‌العملی در مقابل رویه خصمانه دولت امریکا می‌باشد.

به اعتقاد او ایران دشمن اصلی القاعده است. او که رئیس ستاد مشترک نیروی هوایی امریکا در زمان بوش پدر بوده است، همچنین می‌گوید که ایرانی‌ها در نبردهای اولیه با طالبان در افغانستان همکاری همه‌جانبه داشته‌اند. اما ما به جای تشکر از آنها، دولت ایران را در محور شرارت قرار دادیم و این پیام روشنی به ایرانیان بود که ما علاقه‌ای به آنها نداریم.

او که رئیس انتخاباتی کمپین باراک اوباماست، ادامه می‌دهد که ما بايد سخنان بوش را پس از 11 سپتامبر به خاطر بیاوریم که ایران را در لیست کشورهای محور شرارت قرار داد.

او می‌گوید: عقیده اوباما این است که چرا ما با ایرانیان مذاکره ننمائیم و چرا این کار انجام نشود، وقتی که ما با آنها دارای منافع مشترک می‌باشیم و جنگ علیه القاعده یک نمونه از این موارد است.

شورای امنیت ملی امریکا، ایران را در ماه جون سال 2001 پس از سخنرانی بوش جزو حکومت‌های دارای تخاصم با امریکا اعلام نمود و وزارت دادگستری امریکا نیز 13 عضو از اعضای حزب الله سعودی را برای انفجار برج‌های الخبر سعودی که در آن 19 امریکایی کشته شدند یک گروه تروریستی نامید.

او در مقابل این سوال خبرنگار روزنامه واشنگتن پست که پرسیده بود آیا سناتور اوباما با بن‌لادن هم دیدار می‌کند، می‌گوید: بن‌لادن رهبر هیچ کشوری در دنیا نیست که دارای مشروعیتی باشد، بنابراین هیچ‌گونه ملاقاتی با او انجام نمی‌شود.

او که یک فرمانده جمهوری‌خواه بوده و با تصمیم بوش مبنی بر حمله به عراق از اردوگاه جمهوری‌خواهان خارج شده است، می‌گوید: اوباما یک ارتش قوی و محکم برای امریکا می‌خواهد و این شامل تمامی اجزاي ارتش امریکا می‌شود.

این نظامی باسابقه و خوشنام كه هم در میان جمهوری‌خواهان و هم در میان دمکرات‌ها دارای اعتبار است، اعتقاد دارد که به این نزدیکی بسیار خوشبین است.

نوشته شده توسط محبوبي در جمعه سی و یکم خرداد 1387

لينك مطلب



خانه وبلاگنویسان ارومیه





Powered by WebGozar





کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2005-2006 © by jahadgar1.blogfa.com

Design This Web By Noleek @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM