علیرغم وعده های داده شده ازسوی پادشاه عربستان به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام مبنی بر اعمال آزادی های بیشتر برای زائران ایرانی دربقیع اخبار رسیده ازمدینه حکایت ازبدتر شدن شرایط برزائران ایرانی دراین شهرمقدس دارد.
نماینده ولی فقیه درامور حج وزیارت باانتقاد ازاعمال شرایط جدید امنیتی برای زائران ایرانی گفت :با وجود تلاش های آیت الله هاشمی رفسنجانی در سفر به عربستان سعودی برای بهبود شرایط زایران ایرانی، متاسفانه شرایط به ویژه در مدینه منوره بدتر شده است.
به گزارش شیعه نیوز به نقل از البرز حجت الاسلام والمسلمین محمد محمدی ری شهری امروز در نشستی با روحانیان کاروان ها گفت:
اهانت هایی که به ویژه در بقیع و مدینه منوره به زایران ایرانی می شود قابل علاج نیست.
وی افزود : در سفر آیت الله هاشمی رفسنجانی به عربستان سعودی، به دستور پادشاه این کشور شرایط کاملا برای ایشان هموار شد و همه ممانعت های مرسوم برای زیارت اماکن مقدس برداشته شد، اما بر اساس گزارش های مکرر بعد از رفتن آقای هاشمی رفسنجانی ، وضع بدتر شده است.
محمدی ری شهری گفت : از حدود 18 سال پیش که مسئولیت حجاج را برعهده دارم تاکنون همواره به زایرانی ایرانی اهانت می شود و با توجه به شرایط فکری حاکم بر عربستان سعودی، این اهانت ها قابل علاج نیست.
سرپرست حجاج ایرانی همچنین درباره مشکلات مربوط به پرواز و اعزام حجاج و درخواست برخی از روحانیان برای رفع آن گفت: دراین زمینه بارها سخن گفته ایم و صدا وسیما هم به ان پرداخته است اما بیش از این کاری از ما ساخته نیست.
وی افزود: روحانیان باید در بخش هایی که مسئولیت دارند برای رفع مشکلات تلاش و به گونه ای رفتار کنند که زایران شیفته انان شود.
آلتشولر در تئوري معروفش (TRIZ) مخترعان را مخاطب ميگيرد: اگر مخترعان قبلي از اين مباحث اطلاع داشتند، سريعتر و مؤثرتر اختراع ميكردند.
اختراع را ميشود ياد داد؟ آلتشولر نشان داد كه: بله، ميشود. او پرونده 200 هزار اختراع را مطالعه كرد و ديد فقط در 40 هزار مورد، از راهحلهاي بديع و ناآشنا استفاده شده و در ساير موارد، راهحلهاي آشنا و متعارف جواب داده. اين بود كه در تئوري معروفش (TRIZ) گفت: اگر قوانين عمومي ابداع و اختراع را ياد بگيريم، به آساني ميتوانيم به راهحل بسياري از مسائل بديع و ناآشنا هم دست پيدا كنيم. و حالا اگرچه تعداد اختراعات از مرز 1 ميليون و 500 هزار گذشته است؛ تعداد راهحلهاي ابداعي كم و بيش، هماني است كه بود و اين مهر تأييدي است بر جوابيه آلتشولر كه: بله، ميشود.
وقتي شركت خودروسازي راكول تصميم گرفت ترمز مناسبي براي ماشينهاي زمين بازي گلف طراحي كند، تمام ايدههايش به در بسته خورد و ناچار، بازار رقابت را به يك شركت ژاپني واگذار كرد. مهندسان راك ول، اشكال كارشان اين بود كه ميخواستند با ايجاد تغييرات مختصري در ترمز اتومبيلهاي معمولي، به راهحل دلخواهشان برسند. رويكرد مهندسان ژاپني اما مبتني بر TRIZ بود. آنها وقتي از دستكاري ترمز اتومبيل نتيجه نگرفتند، مسير فكرشان را عوض كردند: بازسازي ترمز دوچرخه به جاي بازسازي ترمز اتومبيلهاي معمولي. ايده مهندسان ژاپني جواب داد و نتيجه اين شد كه اجزاي به كار رفته از 12 قطعه به 4 قطعه كاهش پيدا كرد و هزينة توليد و ساخت هم ۵۰ درصد كمتر شد.
اشكال كار مهندسان راك ول اين بود كه راهحل دلخواهشان را صرفا در حوزه تخصصي خودشان جست وجو ميكردند و سراغ منبعي خارج از محدوده تخصص و تجربهشان نميرفتند. اين همان ايرادي است كه آلتشولر، مبدع TRIZ، اسمش را ميگذارد: ايستايي روان شناختی {اینرسی تفکر} (Psychological Inertia) و TRIZ كه آن را اصلاح كند.

مسألههاي تكراري
آلتشولر اعتقاد دارد كه: در يك تقسيمبندي كلي، ميشود گفت تمام مسألههايي كه مخترعان در طول مسير اختراع با آنها برخورد ميكنند، از دو حال خارج نيستند: يا مسألههاي آشنا و شناخته شدهاي هستند كه طبيعتا راهحلهاي آشنا و شناختهشدهاي دارند و يا مسألههاي بديع و ناشناختهاي هستند كه براي رسيدن به راه حلشان بايد بيشتر فكر و تلاش كرد. او معتقد است كه مسائل دسته اول را ميشود با استفاده از اطلاعات موجود در كتابها، مجلات تخصصي و يا با همفكري و راهنمايي كارشناسان حل كرد. براي حل اين قبيل مسائل، يك الگوي عمومي وجود دارد: پيروي از راهحلهاي موفقي كه در مسائل مشابه قبلي، جواب دادهاند. يعني در اين جا، اين مسأله خاص به يك مسأله استاندارد از همان دست، ترفيع مقام مييابد. راهحل استاندارد از قبل شناخته شده است و از آن راهحل استاندارد، راهحل خاصي هم براي اين مسأله خاص حاصل ميشود. (شكل 1)
فرض كنيد مسألهاي كه با آن روبهرو شده ايد، اين است كه براي طراحي يك ماشين برش دوار، به يك موتور قوي با سرعت 100 دور در دقيقه نياز داريد. چون بيشتر موتورهاي AC 3600 دور در دقيقه هستند، مسألة استاندارد، مشابه اين ميشود كه چطور ميتوان دور اين موتورها را كم كرد. راهحل استاندارد مشابه، استفاده از گيربكس است. پس راهحل جديد اين ميشود كه يك گيربكس با شاخصهاي مورد نظرتان طراحي كنيد.
مسألههاي بديع
مسألههاي دسته دوم، كه آلتشولر اسمشان را ميگذارد مسألههاي بديع، آنهايي هستند كه هيچ راهحل آشنا يا شناختهشدهاي ندارند. اين قبيل مسائل، معمولا در خودشان حاوي نكات متناقضي هستند. يعني رسيدن به هر غرضي با يك نقض غرض همراه است. مثلا براي افزايش سرعت، بايد برويم سراغ موتورهاي قوي تر اما اين موتورها هزينهشان بيشتر است. يعني يك مطلوب به علاوه يك نامطلوب. TRIZ ميخواهد اين تناقضها را حل كند.
تا پيش از آلتشولر، شايعترين روش براي حل چنين مسائلي، آزمون و خطا بود و حل مسأله به شيوه گروهي {يورش فكري} (Brainstorming). طبيعتا در روش آزمون و خطا، بسته به پيچيدگي مسأله موردنظر، تعداد آزمونها فرق ميكند. اگر راه حل در حيطه تخصص يا تجربيات مخترع باشد، طبيعي است كه تعداد آزمونها كمتر است. در غير اين صورت، مخترع مجبور ميشود خارج از حوزه تخصص و تجربياتش و در لابهلاي ساير رشتههاي تخصصي، دنبال پاسخ بگردد. بنابراين تعداد آزمونها افزايش پيدا ميكند و ميزان اين افزايش بستگي دارد به اين كه مخترع تا چه حد بر ابزارهاي روانشناختي (نظير تصميمگيري جمعي، الهام و خلاقيت) تسلط داشته باشد. مشكل ديگر اين است كه اين ابزارها را به سختي ميتوان به بقية همكاران در يك پروژه مشترك منتقل كرد و مجموعه اين عوامل، مجددا منجر به ايستايي روانشناختي {اينرسي تفكر} (Psychological Inertia) منجر ميشود. اين مطلب را ميتوانيد در بردار ايستايي (شكل 2) ببينيد.

حل مسألههاي بديع
در TRIZ چند قانون اساسي وجود دارد كه يكي از آنها ميل به حداكثر بهرهوري يا كمالگرايي است، به اين معنا كه سيستمهاي فني بايد به سمت حداكثر بهرهوري ميل كنند. اين شاخص از خارج قسمت ميزان آثار مفيد يك سيستم (Ui) بر ميزان آثار مضر آن سيستم (Hj) به دست ميآيد.
Ideality = Benefits / ( Costs + Harm) = Ui / Hj
آثار مفيد شامل تمام نتايج ارزشمند حاصل از عملكرد سيستم است و آثار مضر شامل تمام وروديهاي نامطلوب از قبيل هزينه، انرژي مصرفي، آلودگي، خطرات احتمالي و ... است. وضعيت ايدهآل، وضعيتي است كه فقط بهره داشته باشيم و هيچ اثر مضري در كار نباشد. در امور طراحي و ساخت، مهندسان بايد آن قدر به كار خود ادامه بدهند تا بهرهها را افزايش دهند و هزينه كارگر، مواد، انرژي و عوارض جانبي را به حداقل برسانند. طبيعتا وقتي در جهت افزايش بهرهوري گامي برداشته ميشود و نتيجهاش افزايش آثار زيانبار است، بايد به مبادله متوسل شد، اما قانون كمالگرايي، طراحي و ساخت را به سمتي ميبرد كه هرگونه مبادله يا تناقض را حذف يا حل كند. نتيجه نهايي و ايدهآل، محصولي خواهد بود كه در آن عملكرد {كاركرد} سودمندانه وجود دارد، اما خود دستگاه ديگر وجود ندارد يا كاملا دگرگون شده است. روند تكاملي ساعتهاي مكانيكي و فنري به سمت ساعتهاي الكترونيكي كريستال كوآرتز، نمونه خوبي از اين حركت در مسير كمالگرايي است.


کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by jahadgar1.blogfa.com
Design This Web By Noleek @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM