تبليغاتX
جــــهــــادگــــر
 

خیلی به هم شبیهند! مشروطه خواهی و اصلاح طلبی را می گویم. انگار که هر دو اقتباس از یک "سناریو" بودند و تفاوت، تنها در نام ها بود؛ کسروی تبدیل شد به عبدالکریم سروش، تقی زاده عبا و عمامه اش را تقدیم عبدالله نوری و یوسفی و اشکوری و امثالشان کرد، طالبوف و تاج زاده هم انگاری یک نقش را بازی می کردند. حتی امثال شیخ ابراهیم زنجانی را نیز می توان از بطن آلوده ی دوم خرداد بیرون کشید.

اگر مشروطه "سر از دیگ پلوی سفارت انگلستان در آورد"، اصلاح طلبی دوم خردادی از لای ساندویچهای همبرگر انواع و اقسام سفارتهای اروپایی و آمریکایی و اسراییلی سر در آورد.

 

شیخ فضل‌الله نوری 

 

این سناریو محمل حکایات به غایت تلخی بود. حکایت "انحراف"، حکایت "اختلاط صلاح و فساد"، حکایت "شریعت زدایی از حاکمیت و رفتارها"، حکایت ... . اما پس از قریب به 90سال شد آنچه که نباید می شد. فریاد شیخ فضل الله ها در جای جای تاریخ سیاه و 8ساله ی حاکمیت مدعیان اصلاح طلبی پیچیده است و اگر پاسخ شیخ فضل الله را یپرم خان با چوبه ی دار داد، در عصر دوم خرداد یپرم خانها به جای تفنگ، قلم به دست گرفتند و روزنامه های زنجیره ای به راه انداختند و شیخ فضل الله های زمانشان را به مسلخ هتاکی و فضیحت بردند.

البته مردمی که روح خدا(ره) را لمس کرده بودند و گوشهایشان سمیع ندای مظلومیت حیدر زمانشان بود مانع از آن شدند که "کوفه ی صغیر" قاتل "مشروعه" دوباره تکرار شود و "مصباح" فروزان شیخ فضل الله های این زمان خاموش شود و داغ دارزدن او و ادرار کردن متعاقب جنایت بر او بر دل دوم خرداد تا ابد خواهد ماند... .

نوشته شده توسط محبوبي در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387

لينك مطلب



خانه وبلاگنویسان ارومیه





Powered by WebGozar





کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2005-2006 © by jahadgar1.blogfa.com

Design This Web By Noleek @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM