برخي از گروههاي اصلاحطلب در راستاي جلب نظر علما براي حمايت از خاتمي، ديدارهاي جداگانهاي با شماري از علماي قم انجام دادهاند كه حضور و پيشنهاد اين قبيل افراطيون، نظر و بازخوردهاي شايان توجهي را سبب شده است.
در اين ديدار حسينعلي منتظري درباره عملكرد رئيسجمهور سابق، اظهارات تندي را بيان داشته و گفته است: خاتمي اصلا به درد نميخورد و عرضه ندارد.
از سوي ديگر، يكي ديگر از مراجع قم كه در گذشته از حاميان جدي خاتمي به شمار ميرفت، اظهار داشته كه خاتمي حرف ما را نميپذيرد و مصلحت نيست بيايد و من حاضر نيستم از شخص خاتمي صحبت و حمايت كنم.
همچنين آيتالله موسوي اردبيلي هم درباره كانديداتوري آقاي خاتمي نظر خاصي نداده و تنها توصيه اخلاقي به اعضاي مجاهدين انقلاب كرده است.
اين در حالي است كه پس از اين نشستها، اعضاي سازمان نامشروع مجاهدين، شديدترين تدابير را براي رسانهاي نشدن مفاد اين ملاقاتها به كار بستهاند تا محتواي اين ديدارها كه برخلاف منويات آنان است، افشا نشود.
با توجه به موضعگيريهاي گذشته برخي از همين علما درباره عملكرد خاتمي، به نظر ميرسد پيشقراولي برخي گروههاي افراطي اصلاحطلب در به ميان كشاندن رئيسجمهور سابق و اتصال سياسي خود به وي كه تحت لواي دعوت از خاتمي براي رياستجمهوري و افزايش حمايت علما و بزرگان نظام از وي صورت ميگيرد، از موجبات ناراحتي و آزردگي برخي از حاميان گذشته خاتمي و اظهار چنين مواضعي باشد!
حسينعلي منتظري، شيخ مطرود امام، در سخنراني جنجالياش در سيزده رجب كه خشم امت حزب الله را برانگيخت، از خاتمي خواسته بود كه مقابل رهبري بايستد و بگويد من بيست ميليون راي دارم
نوشته شده توسط محبوبي در شنبه چهارم آبان 1387
لينك
مطلب
این روزها هر کجا آدمی را وصل به اصلاحطلبی میبینی سخنش بازگشت آقای خاتمی است و اینکه او باید بیاید (و البته به نظر بعضیهایشان وای اگر نیاید) معلوم نیست این بزرگواران چگونه میاندیشند؟ آیا مخاطب خود را بالغ اجتماعی نمیدانند یا اینکه هنوز در حال و هوای دوم خردادند؟
آیا فکر نمیکنند اگر انتخابهای مردم در گذشته را مبنای تحلیل جریانات سیاسی در نظر بگیریم آنها وامدار هیچ گروه سیاسی نبوده و به توصیهها و خرده فرمایشات صاحبان قدرت و مکنت ترتیب اثری نداده و بنا نیست دوباره خود را بیازمایند؟ مگر رفتارهای انتخاباتی سیسال گذشته چه پیامی برای جریانات سیاسی داشته است؟
آیا جز این است که مردم روشنبین حتی در آزمون و خطا، جریاناتی که اعتقادات آنها را نشانه رفته است به تاریخ سپردهاند؟ اگر جریان اصلاحطلبی واجد مولفههای ماندگار در حوزه اندیشه بود آیا نباید همچون اندیشههای مطهری و بهشتی و رجايی و حتی شریعتی که تاکنون نیز بدون حضور ایشان ماندگار مانده اندیشههای اصلاحطلبی هم میماند و گفتمان غالب محافل دینی و سیاسی میگردید؟
اگر بنا بود گفتوگوی تمدنها حتی به زور بخشنامه و ابلاغ و سفرهای دولتی پیش برود که با افول صاحب اندیشهاش به پستوهای تاریخ نمیرفت. آیا اسم این را میتوان اندیشههای ناب گذاشت و به گذشتهای اینچنین افتخار کرد و دوران آن را درخشش طلايی در عرصههای بینالملل نام نهاد؟ کجای تساهل و تسامح در برابر زور و استکبار صلحطلبی است؟ و در کدام مسلک و مرام هجوم به باورهای دینی مردم آزادی اندیشه است؟ چه کسی باور میکند که وطنپرستی یعنی خزیدن در کنج پناهندگی سیاسی! اگر اندیشه توان مقابله داشته باشد که به دامن غرب پناه نمیبرد! و ضعف ساختاری نظریهاش در پس اتهام عدم حمایت دولتمردان پناه نمیگیرد؟
مگر اندیشههای مطهری و شریعتی را دولتها حمایت کردند که هنوز مانده است؟ آیا برای جریان اصلاحطلبی و اصلاحطلبان تلنگری نیست که هیچ همراهی اجتماعی با اندیشههای ایشان نیست؟ یا شاید هم این جماعت جریانات آرمانگرايی دانشجويی و دانشگاهی را به خود گرفتهاند و نقد دولتها را به معنای همراهی با اندیشه خود میدانند؟ کدام جریان زنده سیاسی و اجتماعی را در قرون و اعصار گذشته دیدهاید که وجودش وابسته به حضور یک نفر باشد؟ اگر بنا بود اندیشه امام قائل به حضور خود ایشان باشد که بعد از بیست سال از رحلت آن مرد بزرگ دیگر نباید ذکری از اندیشه ناب او در جامعه اسلامی بماند!
اگر غایت تئوری اصلاحطلبی تب و تاب برای بقای اجتماعی و کسب قدرت با حضور آقای خاتمی است که بهتر است نام دیگری بجز اصلاحطلبی بر این اندیشه نهاد و در این مرام از مردمسالاری و آزادی تعریفی دگر ارائه کرد. اگر اندیشهای اینچنین وابسته به فرد باشد بهتر است که بیشتر در هزینه کردن از آقای خاتمی بیاندیشد! جریانی که پس از 12سال هنوز نتوانسته است فردی را در خور شان این مردم تربیت کند بهتر است به این مسأله فکر کنند که مردم نیز ممکن است اینگونه بیاندیشند که این جریان لیاقت سکانداری را ندارد!
از قرار معلوم مشکل اصلی این جریان قحط الرجالی است که اندیشه و سخنهایشان در بین مردم خریدار ندارد برای همین مجبورند تا دست به دامان شیرین عبادی و سازگارا و منوچهر محمدی و سروش گردند. ضمن آرزوی عمری طولانی برای آقای خاتمی که اصلاحطلبان را به اندک ماندگاری در این وانفسا امیدوار میکند! توصیه میکنم ایشان را به سرنوشت معین و ... دچار نفرمایند برای همین بهتر است جریان اصلاحطلبی برای به دست آوردن یک پایگاه دائمی در بین مردم تکان اساسی به خود بدهد و خود را از اندیشههايی که درست یا غلط خود را به این جریان متصل کردهاند و مغایر با عقاید مردم و آرمان انقلاب و امام و شهداست تبرئه کند.
العاقبه للمتقین
نوشته شده توسط محبوبي در شنبه چهارم آبان 1387
لينك
مطلب
حميد رسايي گفت: تا کنون هيچيک از کارشناسان علوم اقتصادي درباره طرح تحول اقتصادي موضع مخالف نداشتهاند، فقط برخي از آنان نگران اين موضوع هستند که مبادا اين طرح با عجله اجرا شود .
وي اضافه کرد: اقتصاددانان مخالف دولت نهم نيز، اصل و چارچوب اين طرح را قبول دارند و گرنه با استدلال علمي و منطقي براي توجيه مخالفت خود، به ميدان ميآمدند.
عضو اصولگراي مجلس هشتم افزود: اين عده ميدانند که اگر قرار بر اظهار نظر درباره طرح تحول اقتصادي باشد، نميتوانند مخالفت کنند. از طرفي حاضر نيستند در قبال اجراي يک طرح ملي به نحوي اظهارنظر کنند که به تاييد دولت نهم منجر شود.
وي با اشاره به اظهارات اخير عباس عبدي در برخي رسانهها تصريح کرد: اين که افرادي نظير عبدي، با منطق سياسي خاص خود، وارد چنين عرصهاي ميشوند، به دليل آن است که با بزنبهادري و بيمنطق برخورد کنند، دعوا و جنجال راه بيندازند و بدون ارائه هرگونه منطقي صرفا به مخالفت بپردازند تا در برابر دولت حرفي زده باشند.
عضو فراکسيون اکثريت مجلس تاکيد کرد: اگر يک شخصيت اقتصادي بيايد، افکار عمومي از او انتظار استدلال دارد اما از عبدي کسي چنين انتظاري ندارد. عبدي را به همينچيزها ميشناسند.
وي يادآور شد: در پيشينه عبدي، سابقه خيانت به مردم ايران ثبت شده است بنا بر اين نميشود مواضع وي را، موضعگيري دلسوزانه براي ملت ايران دانست .
رسايي افزود: با توجه به اعترافات عبدي در پرونده مربوط به انرژي هستهاي که امروز يکي از افتخارات دولت نهم و مردم ايران محسوب ميشود، اين فرد ديگر جايگاهي در افکار عمومي ندارد که بتواند به همان شيوه شعبان بيمخي هم موضعي سياسي اتخاذ کند
نوشته شده توسط محبوبي در شنبه چهارم آبان 1387
لينك
مطلب