
اکبر به صحنه آمد دلها به لرزه آمد...
تيتر مطلب عنوان يادداشت يكي از سايت هاي حامي رئيس مجمع تشخيص مصلحت است به مناسبت سخنان جند روز پيش هاشمي رفسنجاني در دانشگا ه صنعتي شريف نگاشته شده كه عينا منعكس ميشود:
هميشه بر اين پندار بودم که در انتخابات رياست جمهوري سال ۸۴ هاشمي کانديدا نمي شود، چرا که هجم تخريب وي از سوي گروه هاي ناجوانمرد را پيش بيني مي کردم، اين پيش بيني در درون من، هم منشاء دلهره بود و هم اطمينان، دلهره از آمدن هاشمي و تخريب و حذف شخصيت ايشان از صحنه سياست ايران و جهان، و اطمينان از اينکه هاشمي نمي آيد زيرا که او خود بهتر از همه ما از عهده اين پيش بيني بر مي آيد، لذا آنگاه که هاشمي فضاي سياسي ايران را در هاله اي از ابهام آمدن يا نيامدنش قرار داده بود هميشه موضع من حکايت از نيامدن وي بود، اما برغم همه اين تصورات او آمد و دلهره را در درونم بر اطمينان غلبه داد، آمدن هاشمي در صحنه انتخاب ملتش حسنهايي داشت و عيبهايي، حسنش اين بود که نشاطي تازه به حيات سياسي کشور بخشيد و دوست و دشمن را زبان بر سر اقرار آورد که اگر هاشمي نبود اين مشارکت پر رنگ هم نبود، حسن دوم حضور ايشان سلب نگاه مطلق انگاري از جامعه نسبت به جنبش بازسازي شده اصولگرايي بود تا بعد ها بر بستر اين واقعيت نگاه انتقادي شکل گيرد و به چکش کاري و تکامل آن بينجامد و حسن سوم، بازگشت بدنه بي مرض جريان اصلاح طلب به دامن انقلاب از پلي به نام هاشمي بود چرا که آنها هيچ روزنه اي براي رجوع نمي يافتند و شايد به خروج فراخوانده مي شدند اما حضور هاشمي، مطالبات اعتراض گونه و بجاي آنها را در خود کاناليزه و هضم نمود و در مسير انقلاب هدايت کرد، در اين برهه بود که برخي انسانهاي ضعيف هميشه نگران بودند که مبادا اپوزيسيون با سپردن افسار زعامت خویش به هاشمي او را مديريت کنند، بخصوص آنکه هجم تخريبهاي سنگين از سوي اصولگراها بستر رواني مناسبي براي اين احتمال شده بود، اما ديديم که در برهه انتخابات خبرگان که رسانه هاي مخالف و موافق همزمان بر طبل اين احتمال مي کوبيدند، پس از اينکه هاشمي راي اول را کسب کرد آب پاکي را بر دست همه ريخت و پيامي را صادر کرد که شاه بيت آن اين جمله بود: "در کنار رهبري و ملت مي مانم"
و اما حضور هاشمي در صحنه سياست ۱۳۸۴ به ظاهر يک عيب داشت عیبی که به ظاهر بر تمامی حسنهایش می چربید و آن نبود مگر هجوم سيل آساي تخريب عليه ايشان آن هم در بازه اي که فرصت پاسخ به آنها نبود، نتيجه اين مسئله چيزي نبود جز حذف هاشمي از صحنه سياست ايران و جهان، وحشت اين احتمال آنگاه بيشتر مي شد که در کنار تخريبها، دوستي خاله خرسه دوست نمايان هم رخ مي داد و ايشان را علي دايي سياست ايران مي ناميدند.
ديروز که خبر حضور هاشمي در دانشگاه شريف و اظهار عشق او به رهبري را خواندم، دريافتم که هاشمي چه خوب همه را جا گذاشت و راه خود را رفت، او هم به انتخابات ۸۴ رنگ و رونق بخشيد، هم حلقومي براي اعتراضات بجا شد، هم محمل هدايت عده اي سرگردان و مات صحنه سياست ايران شد، هم برغم تلاش همه دشمنان و دوست نمايان در جبهه انقلاب، رهبري و مردم باقي ماند و بر خلاف ميل دشمن، در صحنه سياست نه فقط ماند بلکه ماندگار شد. هاشمي مصداقي از اين آيه شريفه است: "يريدون ليطفئو نورالله والله متم نوره ... "
و امروز که ديگر اطمينان درونم بر دلهره ها غالب شد، فهميدم که حضور هاشمي در انتخابات ۸۴ همه اش حسن بود منهای هيچ عيبي. او همچون نيم قرن پيش همان هاشمي مجاهد است و هاشمي مجاهد هاشمي زنده است، پس نهضت هم زنده است
پاسخ محكم احمدي نژاد به هاشمي رفسنجاني

به ملت ايران توهين نكنيد، اگر اين يارانهها را امثال شما كه جيبها و شكمهايتان پر است تخصيص يابد، خوب است؟شما از ملت فاصله گرفتهايد، شما ملت را خانواده، اطرافيان و هم حزبي هايتان ميدانيد، ولي اينگونه نيست. دولت مصمم است كه ريشههاي اصلي مشكلات اقتصادي كشور را به مردم معرفي و علاج كند و عليرغم بد انديشي برخي افراد اقتصاد را معالجه كند
آقاي هاشمي رفسنجاني روز يكشنبه در دومين سمپوزيوم بينالمللي "ايران توسعه يافته 1404" كه در مركز همايشهاي بين المللي سازمان صداوسيما برگزار همانند 3 سال گذشته بار ديگر نظرات خود را درباره عدالت و مديريت كشور مسائل اقتصادي،انحراف از سند چشم انداز و رفاه اجتماعي تكرار كردند ، از آنجا كه علي رغم هنر ايشان در عدم شفافيت مخاطب اصلي در شيوه بيان ايشان، بر همگان روشن است كه مخاطب واقعي اين انتقادها دولت و به خصوص شخص رئيس جمهور است بر آن شديم حال كه بنا بر فرمايش ايشان دوران مدارا به پايان رسيده بر خلاف آقاي رفسنجاني مبهم گويي را كنار بگذاريم و با كنكاش در سخنان رئيس جمهورمكتبي و مورد تاييد خاص و حمايت گرم مقام معظم رهبري آنچه مي تواند به عنوان پاسخ به انتقادات رئيس مجمع تشخيص مصلحت در سخنان دكتر احمدي نژاد باشد را عينا نقل نمائيم تا اصل عدالت براي قضاوت و تصميم گيري همگان مهيا شده و از حق دولت نهم براي رفع شبهات و پاسخ به موج انتقادات از خود نيز استفاده شود.
در 3 سال گذشته از آقاي هاشمي و ديگر حاميان و ياران ونزديكان ايشان مكرر شنيدهايم كه عدالت را به توزيع فقر و گداپروري تشبيه نموده اند. هاشمي رفسنجاني اظهار داشت:
اینکه بگوییم تامین اجتماعی با دادن چند سهم به مردم عدالت اجرا می کند کار درستی نیست.نباید فرهنگ صدقه خور و گداپروری را بر مردم خود تحمیل کنیم
احمدى نژاد دو روز بعد در جمع مردم زنجان:
برخي با مسئله هدفمند كردن يارانه ها مخالف هستند و ميگويند كه اگر يارانهها را هدفمند كنيم اين گداپروري است، ولي من خطاب به آنها ميگويم كه هدفمند كردن يارانه ها عين عدالت است.
به ملت ايران توهين نكنيد، اگر اين يارانهها را امثال شما كه جيبها و شكمهايتان پر است تخصيص يابد، خوب است؟شما از ملت فاصله گرفتهايد، شما ملت را خانواده، اطرافيان و هم حزبي هايتان ميدانيد، ولي اينگونه نيست. دولت مصمم است كه ريشههاي اصلي مشكلات اقتصادي كشور را به مردم معرفي و علاج كند و عليرغم بد انديشي برخي افراد اقتصاد را معالجه كند
هاشمي رفسنجاني:
عدالت توسعه فقر نیست، عدالت توسعه غنا است که آن هم بدون توسعه امکانپذیر نیست. این هدف مسیرهای علمی و روشن دارد و با شعارهای پر زرق و برق امکانپذیر نیست
.
احمدي نژاد:
من يادم هست هر موقع كه ميگفتيم عدالت ،عده اي كه يك سري تئوريهاي وارداتي رابه زور تحميل مي كردند، مي گفتند آقا اين ها ميخواهند فقر راتوزيع بكنند. چه كسي گفته كه اجراي عدالت با فقر و توزيع فقر مساوي است ؟چرابه خدا دروغ مي بنديد؟ اجراي عدالت دستور خداست ،يعني خدا فقر را مي خواهد ؟به چه استدلالي؟ چرا به پيامبران دروغ مي بنديد؟شما چه كسي هستيد كه فكر ميكنيد خيلي مي فهميد؟چراتئوري هاي شما به پيشرفت بنيادين كشور منجر نشد؟ البته سرمايه گذاري هاي دولت سر جايش هست دولت زير ساخت ها را درست ميكند،اما اسم اين پيشرفت نيست. پيشرفت كشور زماني است كه همه استعدادهاي انساني اين كشور فضا براي رشد پيدا بكند،نه اينكه فكر بكنيم كه آن قدر جاده،پل و فرودگاه با پول بيت المال زده ايم. اجراي عدالت يعني دادن فرصت كافي و يكسان به همه استعدادها، نه فقط به قشر و طبقه اي خاص. 30/7/84
هاشمي رفسنجاني:
عدالت، توسعه، غنا و رفاه برای مردم بدون برداشت درست و توزیع صحیح منابع نفت بدست نمی آید، این که نفت را از چاه ها بیرون بیاوریم و بفروشیم که عدالت نیست.
۲۹ ارديبهشت در گفت و گو با خبرگزاری «موج» گفت: «ساختن اقتصاد کشور با شيوه گداپروری جواب نمی دهد و لذا بايد در عرصه توليد قدم های مهم و اساسی برداريم.»
احمدي نژاد:
اجراي عدالت يعني فرصت هاي كشور به طور عادلانه براي مردم توزيع بشود. اجراي عدالت يعني بستن راه درمقابل كساني كه با اتصال به قدرت ، باند ، گروه وجناح فرصت هاي بيشتري را در اختيار مي گيرند
كساني كه از اجراي عدالت متضرر مي شوند نمي آيند بگويند كه دست ما از بيت المال كوتاه شده ،به همين دليل دائم فرياد مي زنند و فشار مي آورند.8/8/84
ما مي گوييم عدالت. البته خوشبختانه ديگر نمي گويند و تكرار نمي كنند، اخيراً ديدم فقط يكي دو نفر مدعي هستند و حرفهايي زده اند. عدالت را به توزيع فقر تشبيه مي كنند يا مي گويند كه اگر دنبال عدالت باشي كشور عقب مي افتد. يا من ديده ام يكي گفته كه با يك لقمه نان بخور نمير
نمي شود عدالت برپا كرد، براي اينكه اصل عدالت را پايين بياورند. اگر بخواهيم جواب معمولي و به اصطلاح خيلي چكشي بدهيم، بايد بگوييم مثل اينكه شما نعوذ بالله از خدا بيشتر مي فهميد. خدا همه پيامبران را براي برپايي اول توحيد و بعد عدل فرستاد. مأموريت پيامبران بعد از ابلاغ توحيد برپايي قسط و عدل بود. چطور شما مي گوييد عدالت موجب عقب افتادگي است؟ ما مي گوييم بر عكس آن است. اگر شما بدون عدالت جلو برويد امكان شكوفايي استعدادها وجود ندارد. امكان ندارد كه بدون عدالت به قله برسي. در دنيا مي بينيم بدون عدالت به كجا رسيده اند. در همين كشور خودمان، پانزده شانزده سال عده اي فرياد مي زدند كه بابا عدالت را بايد وسط كار بياوريد. مي گفتند شما مي خواهيد فقر را توزيع كنيد. نه بابا ما مي خواهيم هم ثروت توليد كنيم و هم درست توزيع كنيم.
ما مي گوييم پيشرفت كشور همراه با عدالت امكان پذير است. ما عدالت را با پيشرفت و پيشرفت را با عدالت مي خواهيم. هر دو اينها را مي خواهيم و هر دو هم شدني است. هر دو با هم هستند. كساني كه آن حرفها را مي زنند بروند حاصل كار خودشان را ببينند. شما الان مي دانيد، من نمي خواهم آمار بدهم كه چقدر خانوار در اين كشور هستند كه تا قبل از اين دولت ماهي هجده هزار تومان دريافتي آنها بود كه حالا از پارسال ماهي 36 هزار تومان شده است و آنها با همين زنده اند. نرفته اند ببينند كه در خراسان جنوبي چه خانواده هاي فراواني كل درآمد ماهيانه آنها 50 هزار تومان است؛ همين الان.
بلوكه كردن ثروتها و توانمنديهاي كشور فقط با عدالت باز مي شود . سياستهايي كه در آن عدالت نباشد، فقط تمركز ثروت در جيب يك عده خاص نيست كه اين هست اما فقط اين نيست. ثروتهاي جامعه در مسير انحرافي به كار گرفته مي شود. مثال آن همين وضعيت قيمت برجهاي تهران است. يك ساختمان متري سيصد چهارصد پانصد تومان در مي آيد، اما متري چهار پنج ميليون خريد و فروش مي شود. خب اين ثروت آنجا بلوكه شده، اين پول بايد در جامعه بچرخد و ثروت و آباداني توليد كند. اما چون مناسبات عادلانه نيست آفات دارد. حالا تبعات اجتماعي و فرهنگي و .... بماند كه من نمي خواهم وارد بشوم.
بله شما وقتي بخواهي در مسير عدالت بروي، امتيازها را قطع كني و … يك عده سر و صدايشان در مي آيد، خب بيايد. يك دوستي چند روز پيش آمده بود به من مي گفت فلاني تو چه كار داري مي كني؟ خيلي داري اشتباه مي روي. گفتم چرا؟ گفت فلاني، فلاني، فلان گروه و همه از دستت ناراحت هستند، خراب كردي. دستش را گرفتم گفتم حالا بنشين اينجا يك آب خنكي بخور. مگر معيار حق اينها هستند؟ اينها كه شما گفتي كه خودشان منشأ بسياري از نابسامانيها در كشور ما هستند. ريشة بسياري از نابسامانيها در كشورند. كجا معيار حق شده اند؟ خب ناراحت باشند، ما كدام كار خلافي كرديم كه ناراحت هستند؟ از اينكه اين تيم، اين معاونين وزرا، وزرا و دولت به جاي اينكه هشت ساعت كار كنند و بروند خانه هايشان، دارند شانزده ساعت كارمي كنند ، اين چيز بدي است؟ از اين ناراحت اند؟ از اينكه راه افتاده اند جانشان را كف دستشان گرفته اند و دارند همة ايران را ميگردند و كار ميكنند، از اين ناراحت اند؟ اين كار بدي است؟ از اين كه مي گويند دين، خدا و عدالت، اين چيز بدي است؟ از اينكه مي گويند سود بانكي را پايين بياوريم تا توليد راه بيفتد، اين چيز بدي است؟ از اينكه سرمايه گذاري در اين دو سال اخير به شدت در كشور رشد كرده، اين چيز بدي است؟ از اينكه صادارت زياد شده، چيز بدي است؟ آخر چه چيز اين بد است؟ آخر اينها چه كار خطايي كرده اند كه شما مي گوييد بد است؟ بالاخره بگوييد اين جمع چه كار خطايي كرده اند؟ حق كسي را خورده اند؟ به مردم ظلم و بي احترامي كرده اند؟ چه كرده اند؟ خب ايشان چيزي نداشت بگويد. نه اينكه شماها و بنده اشكال نداريم. بالاخره ما هم آدم هستيم، اما بايد مقايسه كرد.
به نظر من علل بى عدالتى اينهاست:
1. رويكردها، يعنى جهت گيريهاى اقتصادى و برنامه اى؛
2. عدم تخصيص مناسب منابع و حمايتهاى دولتى؛
3. سود بانكى بالا؛
4.تمركز در تهران و برخى كلانشهرها؛
5. هزينه هاى مصرفى بالاى دولت؛
6. برخي عملكردهاي غلط غير قانوني.
7. برخي امتياز جويي ها و رانت خواريهاي ويژه
.در همين چند ماهه كه بحث عدالت مطرح شد، گفتند اينها مى خواهند فقر را توزيع كنند. ما مى گوييم اتفاقاً عدالت يعنى توزيع ثروت. يا اينهايى كه مى گويند با عدالت مى خواهند رشد اقتصادى را كند كنند. ما مى گوييم اتفاقاً عدالت باعث افزايش رشد اقتصادى مى شود، چون همه استعدادها شكوفا مى شود و همه فرصت تحرك پيدا مى كنند. تا مى گويى عدالت، مى گويند اينها ضد سرمايه دار و سرمايه گذار و ضد فلان اند. نه، چه كسى چنين حرفى را زده است؟ مردم بايد سرمايه گذارى كنند تا كشور پيشرفت كند. مفهوم عدالت مخالفت با [سرمايه گذارى نيست]. اتفاقاً مفهوم عدالت يعنى آماده كردن زمينه ها براى سرمايه گذارى. و اتفاقاً وقتى عدالت راكنار مى گذاريم، استعدادها مى سوزد و رشد اقتصادى كاهش پيدا مى كند و بعد مجبوريم كه مرتب عددسازى كنيم. يك آقايى كه در تهران يك برج مى سازد و 3 ميليارد تومان هزينه مى كند و 15 ميليارد تومان دريافت مى كند، اين را هم جزو رشد اقتصاديمان مى آوريم و منظور مى كنيم. در صورتى كه اتفاقى در زندگى مردم نمى افتد. نمى گويم كسى نبايد ساختمان بلند يا چه بسازد، بايد به گونه اى اداره كنيم كه اگر 3 ميليارد تومان گذاشت، 4 ميليارد تومان بردارد، نه 15 ميليارد. اينكه رشد اقتصادى نيست. اين جمع كردن پول از دست عموم مردم و كردن آن به جيب چند نفر است. با اين كار كشور پيشرفت نمى كند...[سخنرانى در جمع استانداران و مديران عامل بانكها - يکشنبه 13 آذر 1384]
هاشمي رفسنجاني:
طبق زمان بندی در اجرای طرح خصوصی سازی و بر اساس اصل 44 قانون اساسی دولت باید طی پنج سال فعالیتهایی را که خارج از موارد در صدر این قانون بوده را باید به بخش خصوصی واگذار می کرد اما می بینیم که هنوز بسیاری از آنها در دست دولت است. این یک برنامه گام به گام بود نه سند چشم انداز که افق را مد نظر داشته باشد طرح خوبی بود که اجرای آن تا دولت آقای خاتمی هم ادامه یافت اما با تغییر دولت و شروع به کار آن معلوم بود که آنها در این مسیر حرکت نمی کنند
.احمدي نژاد:
برنامه ريزي و مباني انديشه خودش را دارد و ساز و كارهايش هم برخاسته از آن منابع است. وقتي مي رويم در ادبيات توسعه آن وقت رباي شانزده درصدي را با هزار استدلال توجيه مي كنيم و رنگ و لعاب ديني هم به آن مي زنيم. بالاخره يك پوسته كشيدن كه كاري ندارد. در صورتي كه همين بلاي جان جامعه است.
ما مي گوييم تعالي جامعه، تعالي جامعه هم پيشرفت مادي و هم پيشرفت معنوي در آن هست. هر دو آنها با هم است، بايد رشد كند و اين الگو را بايد طراحي كنيم. مي گويند سخت است. بله سخت است.
مي گويند نمي شود؟ مي گوييم نه خير مي شود. چرا مي گوييد نمي شود؟ چرا خودتان را راحت مي كنيد؟ الگوهايي را برداشته اند كه هر كس خلاف آن الگوهاي يا متفاوت با آن الگوها حرف زد، بلافاصله مي گويند غيرعلمي است. زود يك مارك مي چسبانند و خيال خودشان را راحت مي كنند. اتفاقاً عالمانه ترين احكام زندگي احكام اسلام است، چون خداي متعال فرستاده است. چه كسي عالم تر از خدا؟ ما بايد عرضه داشته باشيم اينها را عملياتي كنيم و نترسيم. نه اينكه در جا بزنيم بگوييم بسيار خوب و جالب است بعضيها براي گرفتن 500 ميليون دلار از مثلاً صندوق بين المللي پول صد تا شرط اساسي را مي پذيرند، اجرا مي كنند، بنيادهاي اقتصادي خودشان را زير و رو مي كنند، اما خداي متعال اين همه به آنها ثروت و امكانات داده ولي حاضر نيستند دو تا شرط خدا را اجرا كنند.ما دنبال ساختن كشور همراه با عدالت [هستيم] و اين ها شدني است. نگويند نشدني است.
هاشمي رفسنجاني:
ساختن اقتصاد کشور با شيوه گداپروری جواب نمی دهد و لذا بايد در عرصه توليد قدم های مهم و اساسی برداريم.تا کنون دولت در اين زمينه [خصوصی سازی] موفق نبوده است و نتوانسته به تعهدات خود در اين زمينه عمل کند. علناً بخش خصوصی هم وارد عرصه نشده،درجا زدن و شعار دادن آينده را تامين نميکند و بايد با کار کارشناسي و استفاده بهينه از منابع و نيروهاي انساني، به فکر پيشرفت و توسعه کشور بود.
دكتر احمدي نژاد اسفند ماه 1385 پس از یک سخنرانی انتقادی رفسنجانی از دولت خود در زمینه خصوصی سازی::
ما می دانیم شما از چه چیزی عصبانی هستید و علت عصبانیت خود را نمی گویید ولی می آیید و می گویید که این دولت واگذاری نمی کند، کسانی که در زمان خود اجازه نمی دادند که مردم بقالی داشته باشند و می گفتند که باید فروشگاههای زنجیره ای دولتی ایجاد شود و مردم از این فروشگاههای زنجیره ای وسائل مورد نیاز خود را بخرند، حالا مدعی شده اند".
وی در انتقاد از سیاستهای دولت اکبر هاشمی رفسنجانی افزود: "از پانزده سال پیش بحث سرمایه گذاری مطرح شد ولی طبق آمار، سرمایه گذاریهای جدید دولتی در طول این سالها پانصد برابر مقدار واگذاریها بوده است، این یعنی ایجاد محدودیت برای مردم و بازدهی کمتر".
من خيلي مي بينم اين روزها مرتباً مي گويند آقا سياستهاي اقتصادي دولت چيست؟ سياستهاي خارجي دولت چيست؟ يا بعضيها مي گويند دولت سياست اقتصادي ندارد. اولاً آن كسي كه اين سؤال را مي پرسد اساس سؤالش غلط و ضمناً خلاف واقع است. چرا غلط است؟ وقتي در كشور قانون برنامه و بودجه و چشم انداز مي نويسيم، يعني همه بايد اين را اجرا كنند. معنا ندارد كه هركسي بيايد بگويد همه اينها بروند كنار، ما مي خواهيم چيز جديدي راه بيندازيم. اين غلط است. سؤال غلط است. بعضي از اينها خودشان كساني هستند كه قانون برنامه را نوشته اند و معلوم است كه متوجه نشده اند چه نوشته اند يا اصلاً تصوري كه از يك قانون برنامه دارند تصور درستي نيست. قانون برنامه يعني سياستها و خط مشها اجرايي بشود و وقتي قانوني شد يعني همه بايد همين را دنبال كنند. اما غير واقعي است براي اينكه دولت سياستهاي روشني را دارد دنبال مي كند كه همان سياستهاي انقلاب و نظام است.
انقلاب اسلامي جنسش جنس نهضت انبيا و كربلاست. براي همين است كه مي ماند و اثر دارد. اين نيست كه حالا يك انقلابي شده است، يك عده بروند كنار و ما سركار بياييم. خب حالا ما براي عالم وجود تخم دو زرده كرده ايم كه همة عالم بيايد، خدا هم كمك كند كه اينها كنار بروند و ما بياييم؟! حالا ما هم آمديم، ما هم مي خواهيم ببينيم غربيها و شرقيها چه مي گويند، فلان كتاب چه مي گويد، ما هم مي خواهيم اقتصاد درست كنيم. مي خواهيم مثلاً يك اقتصاد سرمايه داري يا نظام سياسي ليبرال را در اين كشور برپا كنيم. اين نيست.
انقلاب شد براي تحقق ارزشهاي اسلامي و حركت در مسير آرمانهاي اسلامي. مهم نيست چقدر جلو برويم. مهم اين است كه در اين مسير قرار بگيريم، وقتي در اين مسير قرار گرفتيم ديگر همه عالم همراه ماست. ديگر در مسير هستيم. امروز ما مأموريتي جز تحقق ارزشهاي انقلاب نداريم كه البته ساختن كشور هم جزء ارزشهاي انقلاب است. اصلاح ساختارهاي اقتصادي هم جزء ارزشهاي انقلاب است. حالا شما اينها را بهتر از من مي دانيد. من بيش از اين اينجا بحث نمي كنم. حواسمان باشد كه كجا بايد برويم، والا راه را گم مي كنيم. آن كسي كه ديپلمات است مي رود در اين هزار توي شبكة ديپلماسي جهان راه را گم مي كند و يك مرتبه مي بينيد مكرر حرفهايي شده كه مرتباً در دنيا دارند پرت و پلا پخش مي كنند. آن كسي كه اقتصاددان ماست يك مرتبه مي بينيد توجيه گر نظام ضد بشري سرمايه داري مي شود، آن كه سياستمدار ماست توجيه گر نظامات سياسي سلطه مي شود. حواسمان باشد كجا مي خواهيم برويم
گروهها، دسته ها و مجموعه هايى هستند كه باور كرده اند بايد حق بيشترى بگيرند. اينها در مبارزه با دشمن بيرونى همراه هستند. در دفاع از استقلال كشور همراه هستند. چه بسا در دفاع از آزادى هم همراه باشند، اما در اجراى عدالت صفها جدا مى شود. خيلى وقتها آدم ممكن است مجبور باشد با برادر و يار بيست ساله و بيست و پنج ساله خودش هم به خاطر اهميت ندادن و رد كردن توقعات بيجا و تقاضاهاى غيرقانونى برخورد بكند. مطمئن باشيد كسانى كه عادت كرده اند طى پانزده بيست سال با يك تلفن، با يك ارتباط و با يك تقاضاى معمولى همه نيازهاى خود و دوستانشان را برطرف كنند، وقتى مشاهده مى كنند كه اين راه به لطف الهى و به دست قدرتمند ملت ايران بسته شده است، حتماً ناراحت و نگران مى شوند...
[سخنرانى در جمع دانشجويان دانشگاه بيرجند - پنج شنبه 19 آبان 1384]
در ديدار با مردم بهار - پنج شنبه 1 تير 1385]
امروز علت عمده هياهوهايى كه عليه ملت ما هست، به خاطر پيگيرى اين رويكرد انقلابى، اسلامى و علمى است. اجراى عدالت دست بسيارى را از بيت المال كوتاه خواهد كرد. دست بسيارى را از دست اندازى به منابع بانكى و ملى كوتاه خواهد كرد. كسانى كه يك شبه ره صد ساله را طى كردند، اين فرصت از آنها گرفته خواهد شد. به بعضى از عزيزان عرض كردم، بنده را نهى كردند. بنده عرض كردم امروز فهرست بلندى از دست اندازيهاى بعضى از عناصر به بيت المال در اختيار بنده است. من مى خواستم در محضر شما به بعضى از اينها اشاره كنم، اما دوستان شفيق گفتند حالا بگذار كنار، نمى خواهد بگوييد. كارتان را بكنيد. ما هم نصيحت دوستان مشفق را پذيرفتيم، گذاشتيم به شرايط ديگرى.
كسانى كه - شما بهتر از من مى دانيد، چون شماها هم درگير اين فشارها هستيد به همان اندازه كه دولت درگير است، چه بسا بيشتر، چون حوزه تماس مردمى شما بيشتر است، اطلاعات به روزتر دريافت مى كنيد و عكس العمل نشان مى دهيد. فشارها را همه مى شناسيد - از اجراى عدالت متضرر مى شوند نمى آيند بگويند كه دست ما از بيت المال كوتاه شده، به همين دليل دائم فرياد مى زنند و فشار مى آورند.
[سخنرانى در مراسم رأى اعتماد نمايندگان مجلس به وزراى پيشنهادى نفت، آموزش و پرورش و رفاه - يکشنبه 8 آبان 1384

|
آشنایی با تورات و تحریفات موجود در آن چخاخامهاى يهودى طى سالهاى متمادى شرحها و تفسيرهاى خود سرانه وگوناگونى بر تورات نوشتند كه همه آنها را خاخام (يوخاس) در سال1500م جمع آورى نموده و به اضافه چند كتاب ديگر كه در سالهاى230 و500م نوشته شده بود به نام (تلمود) يعنى تعليم ديانت و آداب يهود را جمع آورى كرد. اين كتاب نزد يهود بسيار مقدّس و در رديف (تورات) (عهد عتيق) قرار داد(1). براى اينكه بيشتر به خود پرستى و آرمانهاى ضدّ انسانى يهود پى ببريم خوب است چند جمله اى از اين كتاب را به دقّت مطالعه كنيم:(2). الف ـ روز دوازده ساعت است: در سه ساعت اوّل آن خداوند شريعت را مطالعه مى كند. و در سه ساعت دوّم احكام صادر مى نمايد. در سه ساعت سوّم هم جهان را روزى مى دهد. در سه ساعت آخر روز هم با حوت دريا كه پادشاه ماهيها است به بازى مى پردازد. هنگامى كه خداوند امر كرد (هيكل) را خراب كنند خطا كرده بود به خطاى خويش اعتراف كرده و به گريه در آمد و گفت: واى بر من كه امر كردم خانه ام را خراب كنند و هيكل را بسوزانند و فرزندان مرا تاراج نمايند. خداوند، از آن كه يهود را به چنين حالى گذاشته سخت پشيمان است و هر روز لطمه به صورت خود مى زند و زار زار گريه مى كند، گاهى از چشمانش دو قطره اشك به دريا مى چكد و آن چنان صدا مى كند كه تمام اهل جهان صداى گريه آن را مى شنوند و آبهاى دريا به تلاطم و زمين به لرزه در مى آيد. هرگز خداوند از كارهاى ابلهانه و غضب و دروغ بركنار نيست. ب ـ قسمتى از شياطين، از فرزندان آدم هستند، آدم زنى داشت از شياطين به نام (ليليث) كه مدّت130 سال همسر آدم بود، شياطين از نسل او متولد شدند!! (حواء) در اين مدّت130 سال جز شيطان فرزندى نزائيد زيرا او هم همسر يكى از شياطين شده بود. انسان مى تواند شيطان را بكشد به شرط اين كه خمير نان عيد را نيكو به عمل آورد. ج ـ ارواح يهود، از ارواح ديگران افضل است، زيرا ارواح يهود جزء خداوند است! همچنان كه فرزند جزء پدرش مى باشد، روحهاى يهود نزد خدا عزيزتر است زيرا ارواح ديگران شيطانى و مانند ارواح حيوانات است. نطفه غير يهودى، مثل نطفه بقيه حيوانات است! د ـ بهشت مخصوص يهود است و هيچ كس به جز آنها داخل آن نمى شوند، ولى جهنم جايگاه مسيحيان و مسلمانان است و جز گريه زارى چيزى عايد آنها نمى گردد زيرا زمينش از گل و بسيار تاريك و بدبو است. پيامبرى به نام مسيح نيامده است و تا حكم اشرا يعنى (غير يهود) منقرض نشود، ظهور نخواهد كرد و هر وقت كه او بيايد زمين خمير نان و لباس پشمى مى روياند، در اين وقت است كه سلطه و پادشاهى يهود باز گشته و تمام ملّتها مسيح را خدمت خواهند كرد! آن زمان هر يهودى، دو هزار و هشتصد برده و غلام خواهد داشت. هـ ـ بر يهود لازم است، كه املاك ديگران را خريدارى كند تا آنها صاحب ملك نباشند و هميشه سلطه اقتصادى براى يهود باشد. و چنانچه غير از يهودى بر يهود تسلط پيدا كند، يهود بايد بر خود گريه كند و بگويد: واى بر ما، اين چه ننگى است كه ما زير دست و جيره خوار ديگران شده ايم. پيش از آن كه يهود نفوذ و سلطه كامل خود را بدست آورند لازم است جنگ جهانى برپا و دو ثلث بشر نابود شود، در مدّت هفت سال يهود، اسلحه هاى جنگ را خواهد سوزانيد و دندانهاى دشمنان بنى اسرائيل به مقدار بيست و دو ذرع كه تقريبا هزار و سيصد و بيست برابر دندانهاى عادى مى شود! از دهانشان بيرون خواهد شد. هنگامى كه مسيح حقيقى پا به عرصه وجود گذارد، يهود آنقدر ثروتمند و مال خواهند داشت كه كليد صندوقهايشان را بر كمتر از سيصد الاغ حمل نتوان كرد! و كشتن مسيحى از واجبات مذهبى ما است و پيمان بستن با او، يهودى را ملتزم به اداء نمى كند. رؤساى مذهب نصرانى و هركه دشمن يهود است بايد در روز سه مرتبه او را لعن كرد. (يسوع ناصرى) كه ادعاى پيامبرى كرده و نصارى گولش را خوردند، با مادرش مريم كه او را از مردى به نام (باندار) به زنا آورده بود، در آتش جهنم مى سوزند. كليساهاى نصارى كه در آن سگهاى آدم نما به صدا در مى آيند به منزله زباله خانه است. ز ـ اسرائيلى در نزد خداوند بيش از ملائكه محبوب و معتبر است. اگر غير يهودى، يك يهودى را بزند چنان است كه به عزت الهيه جسارت كرده است و جزاى چنين شخصى جز مرگ چيز ديگرى نيست و بايد او را كشت. اگر يهود نبودند، بركت از روى زمين برداشته مى شد و آفتاب ظاهر نشده و باران نمى باريد. همچنان كه انسان بر حيوانات فضيلت دارد، يهود بر اقوام ديگر فضيلت دارند. نطفه اى كه از غير يهودى منعقد مى شود، نطفه اسب است. اجانب مانند سگ هستند و براى آنها عيدى نيست زيرا عيد براى اجنبى و سگ خلق نشده است. سگ افضل از غير يهودى است، زيرا در اعياد بايد به سگ نان و گوشت داد، ولى نان دادن به اجنبى حرام است. هيچ قرابت و خويشى بين اجانب نيست، مگر در نسل و خاندان الاغ قرابتى است؟ خانه هاى غير يهودى به منزله طويله است. اجانب دشمن خدا و مثل خنزير و قتلشان مباح است. اجانب براى خدمت كردن يهود به صورت انسان خلق شده اند. يسوخ مسيح كافر است زيرا از دين مرتد گشت و به عبادت بُت پرداخت و هر مسيحى كه يهودى نشود بُت پرست و دشمن خدا خواهد بود، از عدالت خارج است و انسانى كه بر غير يهود كوچكترين ترحمى روا دارد، عادل نيست. غش و خدعه كردن با غير يهودى منع نشده است. سلام كردن بر كفار (كسانى كه يهودى نيستند) اشكال ندارد به شرط آن كه سِرّا او را مسخره كرده باشد. ح ـ چون يهود با عزت الهيه مساوى هستند، بنا بر اين تمام دنيا و هرچه در اوست ملك آنها مى باشد و حقّ دارند كه بر آن تسلط كامل يابند، دزدى از يهودى حرام است و از غير يهودى جايز مى باشد، چون اموال ديگران مانند رملهاى دريا است و هركس زودتر برآن دست گذاشت او مالك است. يهود مانند زن شوهردار هستند و همچنان كه زن در منزل به استراحت مى پردازد و شوهر، خرجى او را مى دهد بى آن كه در كارهاى خارج از منزل با او شركت كند، يهود هم به استراحت پرداخته و ديگران بايد آنها را روزى بدهند. ط ـ هرگاه يهودى و اجنبى شكايت داشته باشند بايد حقّ را بجانب يهودى داد اگرچه بر باطل باشد. براى شما جايز است كه مأمورين گمرگ را غش بنمائيد و براى او قسم دروغ خوريد... از خاخام (صموئيل) ياد بگيريد، صموئيل از مرد اجنبى كاسه اى از طلا به قيمت چهار درهم خريدارى كرد، در حالى كه فروشنده نمى دانست كه آن طلا است. با اين حال يك درهمش را دزديد! ربودن اموال ديگران بوسيله ربا مانعى ندارد، زيرا خداوند شما را به ربا گرفتن از غير يهودى امر مى فرمايد. به كسانى كه يهودى نيستند قرض ندهيد مگر آن كه نزول بگيريد در غير اين صورت، قرض دادن به غير يهودى جايز نيست و ما مأموريم كه به آنها ضرر برسانيم. حيات و زندگانى ديگران ملك يهود است، چه رسد به اموال آنها! هرگاه غير يهودى احتياج به پول داشته باشد آن قدر بايد از او (ربا) و نزول گرفت كه تمام دارائى خود را از دست بدهد. ى ـ غير يهودى هرچند صالح و نيكوكار باشد، او را بايد كشت. حرام است غير يهودى را نجات بدهيد، حتّى اگر در چاهى بيفتد بايد فورا سنگى بر در آن گذاشت! اگر يكى از اجانب را بكشيم مثل اين است كه در راه خدا قربانى كرده ايم. اگر يك نفر يهودى كمكى به غير يهودى بكند گناهى نابخشودنى مرتكب شده است. و اگر غير يهود در دريا در حال غرق شدن است، نبايد نجاتش بدهى، زيرا آن هفت ملتى كه در زمين (كنعان) بودند و بنا بود يهود آنها را به قتل برساند همه آنها نابود نشدند و ممكن است آن شخصى كه در حال غرق شدن است از آنها باشد. تا مى توانيد از غير يهود بكشيد و اگر دستتان به كشتن او رسيد و او را نكشتيد، مرتكب خلاف شده ايد. هلاك كردن مسيحى ثواب دارد و اگر كسى نمى تواند او را بكشد لااقل سبب هلاكتش را فراهم نمايد. كسانى كه مرتد شوند، اجنبى و اعدامشان لازم است مگر آن كه براى خدعه به ديگران مرتد شده باشند. ك ـ تعدّى كردن به ناموس غير يهودى مانعى ندارد، زيرا كفار مثل حيوانات هستند و حيوانات را زناشوئى نيست. يهودى حقّ دارد، زنهاى غير مؤمنه را به غصب بربايد و زنا و لواط به غير يهودى عقاب و كيفرى ندارد. كسى كه در خواب ببيند كه با مادرش زنا مى كند حكيم و خردمند خواهد شد و كسى كه ببيند كه با خواهر خود جمع شده است نور عقل نصيبش مى گردد. براى يهودى مانعى ندارد تسليم اميال و شهوات خويش شود. هرگاه يهودى در نزد زن خود با زنى زنا كند زن او حقّ ندارد مانع او شده يا آن كه بر عليه او شكايت كند. لواط با زن جايز است، زيرا زن مانند گوشتى است كه آن را از بازار خريدارى مى كنيد و به هر طور كه بخواهيد آن را تناول مى كنيد. ل ـ قسم خوردن جايز است، خصوصا در معاملات با غير يهود. اصولاً قسم خوردن براى قطع نزاع تشريع شده است امّا نه براى كفّار، زيرا آنها انسان نيستند. جايز است انسان شهادت زور بدهد، چنانچه لازم است اگر مى توانيد بيست قسم دروغ بخوريد ولى برادر يهودى خويش را در معرض خطر قرار ندهيد. بر يهود واجب است روزى سه مرتبه مسيحيان را لعن كنند و دعا كنند تا خداوند آنها را نابود سازد. بر ما لازم است كه با نصارى، مانند حيوانات معامله كنيم. كليساهاى نصارى، خانه گمراهان است و خراب كردن آنها ضرورى و واجب است. م ـ ملّت برگزيده خداوند مائيم و لذا براى ما حيوانات انسانى خلق كرده است زيرا خدا مى دانست كه ما احتياج به دو قسم حيوان داريم، يكى حيوانات بى شعور مانند بهائم و حيوانات غير ناطقه و ديگرى حيوانات ناطقه و با شعور مانند مسيحيان و مسلمانان و بودائيان و براى آنكه بتوانيم از همه آنها به اصطلاح سوارى بگيريم، خداوند ما را در جهان متفرق ساخته است و لهذا ما بايد دخترهاى زيبا و خوشگل خود را به پادشاهان و وزرا و شخصيّتهاى برجسته يهود به تزويج در آوريم، تا بوسيله آنها بر حكومتهاى جهان، تسلط داشته باشيم! گمان نكنم، آنچه نقل كرديم احتياج به توضيح و تعليق از ما داشته باشد زيرا خود بهترين معرف (يهود) است. چنانچه معلوم شد يهود يك حزب خطرناكى است براى فريب دادن مردم آن هم كه به صورت مذهب و آئين در آمده است(3).
|
|
1 ـ بلكه از تورات هم بالاتر است، چنانچه (گرافت) مى گويد: بدانيد كه گفتار خاخام از گفتار پيامبر بالاتر است. 2 ـ آنچه در اين فصل ذكر مى شود از كتاب (خطراليهودية العالمية) تأليف عبدالله التل اقتباس شده كه او نيز از كتاب (الكنزالمرصود فى قواعد التلمود) تأليف دكتر رو هلبخ ترجمه يوسف نصرالله، چاپ بغداد1899 م، نقل مى نمايد. 3 ـ تمام اين تعليمات در تجاوز اخير يهود 1967( ميلادى) بر مردم مسلمان عملى گرديد و جهانيان شاهد فجايع آنان بوده و هستند!. |
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by jahadgar1.blogfa.com
Design This Web By Noleek @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM