بهشتي، گناه آنانكه در سبزوار در استقبال از او خر كشتند را حتما بخشوده است. او حتما افرادي كه در نجفآباد گوجه گنديده به صورتش پرتاب كردند را حلال كرده است. ولي تاريخ بيرحمتر از اين حرفهاست. اگر از او خوب درس نگرفتي نعمتها را از تو دريغ خواهد كرد.
امروز احزاب و رسانههاي اصولگرا، دولت را بيمحابا مورد حمله قرار ميدهند دولتي كه هيچ كدام از رسانهها و احزاب اصولگرا هيچ نقشي در بقدرت رساندن آن نداشتند؛
بياد آوردم زماني كه توان تغيير يك رييسگروه در يك دانشگاه را هم نداشتيم چه برسد به پستهاي كليدي. مطمئنا ناشكريهاي امروزمان از سوي نظامِ عالَم بيپاسخ نخواهد ماند.
طي سالهاي اخير حملات ناجوانمردانه به دولت از سوي همه جناحها و گروهها بقدري سنگين بوده است كه امروز هيچ گروه و روزنامهاي جرات دفاع از رييسجمهور را ندارد. در يك تقسيمبندي كلي ميتوان آنها را اينطور تقسيم كرد:
1- رسانههاي غربي و صهيونيست
2-رسانههاي ضدانقلاب خارجي كه همان مزدوران گروه اول هستند
3- رسانهها و احزاب داخلي دوم خردادي كه اعتقادي به آرمانهاي انقلاب ندارند.
4- افرادي كه اصولگرا و اصلاح طلب بودن آنها روشن نيست و اصولا فقط قدرت براي آنها اصالت دارد.
5- رسانهها و احزاب و افراد به اصطلاح اصولگرا كه احساس ميكنند در تسهيم قدرت به آنها ظلم شده است.
بيشك علت دشمنيِ دشمنان داخلي و خارجي، دفاع رييسجمهور از آرمانها و شعارهاي امام خميني است. تخريبهاي دوستان اصولگرا هيچ توجيهي جز خواهشهاي نفساني نميتواند داشته باشد. چه آنكه رهبر انقلاب هم بارها از آنها خواست كه انتقادات خود را از دولت رسانهاي نكنند و طور ديگر مشكلات را حل كنند. نصيحتي كه به گوش اين دوستان فرو نرفت و خدا كند كه سال انتخابات چوب آن را نخورند. طي اين سالها آقايان رضايي، قاليباف، خوشچهره، افروغ، ناطقنوري، مصباحيمقدم و اذناب و سايتها و روزنامههايشان شاخهاي را ميبريدند كه خود بر روي آن نشسته بودند چرا كه مردم اين دولت را دولت اصولگراها ميدانند.
حال در اين گيرودار كه دولت به اندازه كافي منتقد دارد خوب است كه اصولگراها اين دلسوزانِ دولت از خير ثواب اين تكليف الهي (انتقاد) بگذرند و هر روز مصاحبههاي چند صفحهاي با نشريات دوم خردادي در تخريب دولت ترتيب ندهند! چرا كه مطمئنا با تغيير دولت نه تنها سهمي بيشتري به آنها نخواهد رسيد بلكه خواري بيشتري منتظر آنهاست.
خلاصه آنكه در اين سالها طي يك فرايند تخريب شخصيتي، دشمن داخلي و خارجي همصدا، با انواع ترفندهاي رسانهاي از جوك و اساماس گرفته تا مقالههاي چند صفحهاي و سراسر تخريب بياساس، هزينه دفاع از احمدي نژاد را بالا بردند تا كمتر كسي جرات آن را داشته باشد كه داخل يا خارج از ايران از وي دفاع كند و اين يعني دقيقا همان چيزي كه صهيونيستها مي خواستند!
تحولات ژئوپلتيك
و جابجايي قدرت در قرن بيست و يكم
بايد گفت امروز در گسل اوراسيا كه قرن بيست و يكم را شكل خواهد داد، شاهد تحولات غير قابل باوري در مسير جاده ابريشم هستيم. روند پيچيدهاي كه امروز همانند يك بازي شطرنج ژئوپلتيك نظارهگر آن هستيم در آيندهاي نزديك باعث بروز زلزلهاي سهمگين خواهد شد. بازي به مراتب بزرگتر، خشنتر و مهيجتر از "بازي بزرگ قرن نوزده " به روي صحنه ميرود. اين بازي امكان تماشاي شكلگيري جديد نه خاورميانه نو، نه آسياي نو، بلكه دنياي نو را عرضه ميكند. دشمنيها، دوستيها و اتحادهاي چند دههاي به شدت متزلزل ميشود.
قدرتهاي بزرگ جهاني مجبور به زانو زدن در برابر بازيگران منطقهاي ميشوند. در محور آفريقا–آسيا قدرتهاي بسيار مهمي وارد مدار ميشوند. قدرتهاي آتلانتيك مواضع خود را از دست داده يا گزينه شكلدهي سياستهاي خود بر اساس اولويتهاي قدرتهاي منطقهاي را انتخاب ميكنند. تاريخ بر عكس ميشود. شديدترين شكستگي، بدترين جابجايي قدرت و سريعترين تغيير محورها پس از جنگ اول جهاني تاكنون در شرف وقوع است. در اينجا تنها بر اساس رديف كردن گامهاي مرتبط با اين ترافيك يك نقشه ترسيم خواهيم كرد. در حقيقت امروز در اينجا تحولاتي را مطرح ميكنيم كه هر يك به تنهايي بايد به شكلي بسيار جدي مورد بحث و بررسي قرار گيرند.
1 – آمريكا و ايران از سال 1979 تاكنون براي اولين بار تا اين حد به يكديگر نزديك شدهاند. دولت باراك اوباما به طور صريح نشان داد كه ظرف چند ماه با ايران و بر سر يك ميز و رو در رو خواهد نشست. "محمود احمدي نژاد "، رئيس جمهور ايران پاسخ داد كه فقط به طور منصفانه و احترام متقابل آنها هم مايل به گفتگو هستند. كساني كه فعاليتهاي هستهاي ايران را به عنوان مهمترين بحران جهان مطرح ميساختند، يك پيروزي را در سيني طلايي به ايران اهدا كردند. صفبندي شيعه–سني، پروژههاي تهديد ايران و تعريف محور شرارت، همگي به سطل زباله سپرده شد.
2 – در صورت تحقق گفتگو بين ايران و آمريكا، اسرائيل به اندازهاي كه تا به امروز سابقه نداشته در منطقه منزوي خواهد شد. اين وضعيت، به منزله جديترين تنگنا براي اسرائيل از بدو تاسيس تاكنون خواهد بود. در اصل با مطرح شدن قدرتهاي منطقهاي نظير تركيه و ايران، روند در تنگنا قرار گرفتن اسرائيل شروع شده است.
3 – اين حركت جهاني البته كه باعث طراحي خاورميانهاي جديد خواهد شد، اما از سوي ديگر به پايان طرحهاي يكجانبه آمريكا در قبال خاورميانه نيز ميرسيم. منطقه، خودش را تاسيس خواهد كرد و شكل خواهد داد. خاورميانه جديد بر اساس ديناميكهاي متعلق به خود منطقه تاسيس خواهد شد.
4 – ممكن است نزديك شدن آمريكا و ايران به يكديگر، در چارچوب روابط تركيه–عرب در خاورميانه، پايههاي نزديكي در سطح بالاتري را بين اين دو كشور را پيريزي كند.
5 – اين عبارات كه اوباما در سخنراني اخير خود اعلام كرد به اوضاع جديد اشاره ميكند: ممكن است بحران اقتصادي به يك فلاكت منجر شود. دوشنبه گذشته در ميامي در ايالت فلوريدا براي استخدام 35 نفر آتش نشان بيش از هزار زن و مرد در نوبت ايستادند. ماه گذشته 598 هزار نفر ديگر بيكار شدند.
بحران اقتصادي باعث شده تا آمريكا را به درونگرايي، سازش، همكاري، تلاش براي نجات خود و بازنگري سياستهاي توسعه طلبانهاش متمايل سازد. در حقيقت خود اين بحران آمريكا را به زانو درآورده و باعث فراهم آمدن زمينه جابجايي قدرت شده است.
6 – دولت جديد آمريكا در حالي كه از عراق عقبنشيني ميكند، تمام توجه خويش را به افغانستان و پاكستان متمركز كرده است. كابينه اوباما آماده حركتي بزرگ در اين منطقه ميشود. بحران از خاورميانه به منطقه جديد منتقل ميشود. درست در همين دوره، محور لجستيكي نيرويهاي آمريكا و ناتو از طريق پاكستان قطع ميشود. اينك به دنبال راههاي جديد هستند.
7 – بعد از ازبكستان، دولت قرقيزستان هم تصميم به تعطيل نمودن پايگاه نظامي آمريكا گرفت. پايگاه ماناس در سال 2001 به خاطر افغانستان داير شده بود. انقلاب مخملي سال 2005 با حمايت آمريكا امروز نتيجه عكس داده است. واشنگتن اينك با تاجيكستان مشغول معامله است.
8 – يك وضعيت جالب ديگر نيز وجود دارد: ناتو به كشورهاي عضو، محور ايران را توصيه ميكند. ژنرال "جان كراداك " فرمانده اين پيمان ميگويد: "براي محور حمايتي، بايد از خاك ايران استفاده شود. بايد با همه طرفها وارد معامله شد. البته با ايران هم همينطور. "
9 – اگر نزديكي ايران و آمريكا تحقق پيدا كند، امكان دارد اين محور وارد مدار شود. در اين صورت بنادر شرقي درياي سياه و بندر ترابزون تركيه تبديل به ايستگاه لجستيك خواهد شد. تركيه – ايران – افغانستان... اين محور يكي از مناسبترين راهها براي آمريكا و ناتو است. در اين صورت بحث داغي پيرامون درياي سياه را شاهد خواهيم بود.
10 – اگر آمريكا با تاجيكستان به توافق برسد، در اين صورت از ساخت خط آهن محور دوشنبه، هرات و مشهد حمايت خواهد كرد. اگر محور تركيه – ايران مورد استفاده قرار گيرد شايد ساخت خط آهن در شرق درياي سياه هم مطرح شود.
11 – واشنگتن كه در سرنگوني طالبان در افغانستان و سقوط رژيم صدام از حمايت غير مستقيم ايران برخوردار شد تلاش ميكند تا در بازگشت مجدد به جغرافياي افغانستان – پاكستان حمايت مشابهي را از ايران دريافت كند.
12 – نزديكي آمريكا و ايران همانگونه كه موازنه قدرت در منطقه را تحتالشعاع قرار ميدهد در سطح جهاني نيز صفبندي جديدي را به همراه خود خواهد آورد. اين امر در عين حال بر رقابتهاي خطوط لوله و منابع انرژي در خاورميانه و آسياي ميانه نيز اثر خواهد گذاشت. كشورهاي بسياري از جمله تركيه مجبور به تعريف موقعيت جديد خويش بر اساس شرايط جديد پيش آمده خواهند شد.
13 – همه نقشهها دوباره ترسيم خواهند شد، همه حسابها دوباره محاسبه خواهند شد، همه بازيها دوباره پياده خواهند شد، همه استراتژيهاي جنگ و صلح دوباره طراحي خواهند شد.
14 – تهران پيروزي بسيار بزرگي كسب كرد.
با يوزارسيف مشكل داريد يا احمدي نژاد؟!
سايت منتسب به حسن روحاني كه بارها سخنراني ها و سخنان افراطي "روحاني" عليه رئيس جمهور را با آب و تاب منتشر كرده و همواره در طول فعاليتش سعي كرده از خبرها و تحليل هاي مخربِ مخالفين دولت نهم، نهايت بهره را براي تخريب دولت ببرد، درمطلب خود با عنوان "آقای سلحشور؛ اعلام برائت فرماييد" تلاش كرده تا سريال تاريخي حضرت يوسف پيامبر(ع) را نمايش تبليغي كارگردان آن براي احمدي نژاد معرفي كرده و براي اينكار كارگردان را وادار به عذرخواهي كند!
نويسنده اين مطلب با انتقاد از نمايش وجهه مديريت اقتصادي حضرت يوسف(ع) در اين سريال گفته: "ماجرای زندگی یوسف پیامبر(س) در قسمت اخیر، دیگر رنگ وبوی تاریخ نبوت ندارد، بلکه این پیامبر بزرگوار را در سرزمین «آخناتون» و مصر بزرگ تبدیل به یک مدیر اقتصادی میکند تا مخاطب را به آموزههای مدیریتی برساند. آیا این هدف با سناریوی فیلمهای مذهبی تاریخی هماهنگ و متناسب است؟" و در ادامه با متهم كردن كارگردان به استفاده تبليغي از سريال براي قياس حضرت يوسف(ع) با احمدي نژاد اين سوال را مطرح كرده كه: "هرچند سلحشور، شایعه ساخت سفارشی سریال حضرت یوسف(ع) را تکذیب کرده است اما باید پاسخ بدهد که تغییر روایتگری این سریال در طول حرکت بازیگران ناشی از چیست؟"
بايد از نويسنده اين مطلب پرسيد در شرايطي كه در آيات قرآن و روايات ائمه معصومين(ع) بر وجهه مديريت هوشمندانه و اقتصادي پيامبران و به خصوص حضرت يوسف(ع) تاكيد شده است، پس چگونه اين نوع انتقادات را از كارگردان مطرح مي كنيد؟ آيا انتقاد شما به روايت قرآني كارگردان است يا مشكل شما چيز ديگري است؟! حال آنكه كارگردان فقط روايتگر بوده و تنها شباهت حقيقي بين يوزارسيف و احمدي نژاد است كه شما را اينچنين آشفته كرده است.
پيامبران بعنوان اسوه و الگوي بشريت در همه ابعاد هستند، بنابراين قياس عملكرد انسان امروزي با الگويي به نام پيامبران، در كدام مكتب و مرام تقبيح شده است كه شما مخالفين هميشگي رئيس جمهور به فرض وجود چنين قياسي از آن انتقاد كرده و بيمناكيد؟!
آيا مشكل شما با يوزارسيف است يا احمدي نژاد؟!
تجربه نشان داده كه مشكل شما هم با يوزارسيف است و هم احمدي نژاد!! چون هر دوي آنها داراي 2 ويژگي مشترك هستند و آن اينكه اولا هر دو حامي مستضعفين و محرومان بوده و ثانيا مخالف سرسخت حلقه هاي قدرت و ثروت هستند و اين براي شما كه با هر دوي اين ويژگي ها مخالفيد، گران و غيرقابل پذيريش است.
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by jahadgar1.blogfa.com
Design This Web By Noleek @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM